حسنا خانم دختر نازم حسنا خانم دختر نازم ، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره
پیوند آسمانی ماپیوند آسمانی ما، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

حسنا خانم

قرار مسافرت

هفته قبل بابا گفت که از طرف محل کارش نام نویسی کرده که بریم شمال.  انشالله 13 بطرف بابلسر حرکت می کنیم . راه زیاده نفسم. خدا کنه اذیت نشی عزیزم. قراره خاله و دایی هم همراهمون بیان. دلم میخواد دفعه بعد از خوشیهای سفر برات بنویسم. به امید خدا... دوستت دارم....  
12 مرداد 1394

انتقالی و شرط مدیر

سلام مادری. امروز 5 مرداده و روز دو شنبه ست. من الان سر کارم و از اینجا برات می نویسم. بالاخره انتقالی مامان درست شد. اما مدیر شرط گذاشته و گفته دو هفته صبر کنم. این هم دو هفته ..... اگه اینجور بشه، انشالله دو هفته بعد دیگه تمومه و من برمیگردم پیشت. قراره هفته بعد بریم بابلسر با خاله و دایی. هفته پیش با خاله اوردمت پیشم. اما خیلی اذیت شدی. خونه مامان جون باشی، برا خودت بهتره نفسم. راستی برات بگم که: به تازگی زبونت خیلی شیرینتر شده. حرفای بزرگ بزرگ می زنی. هر وقت زنگ میزنم احوالتو بگیرم، فقط از شیرین زبونیهات برام تعریف می کنن. خدا حفظت کنه عزیزم. گاه گاهی فراموشت می شه که بری دستشویی و یهو خرابکاری می کنی. البته خونه خودمون نه. فکر...
5 مرداد 1394

بدون عنوان

سلام مادری امروز 94/4/3 و روز چهارشنبه ست. این هفته هم خونه بابا جون گذاشتمت و خودم اومدم محل کارم. چقدر سخت می گذره عزیزم. خدارو شکر به شما که بد نمیگذره یعنی کسی اجازه نمیده که آب تو دلت تکون بخوره. هواخواه زیاد داری. الان دو هفته ست که از پوشک خلاص شدی. گویا تقریبا" یاد گرفتی که خبر کنی. دیروز پشت تلفن بهم گفتی: مامان من خبر کردم.  الهی قربونت برم که حالا دیگه همه چیزو هم میفهمی و هم میگی. کلمه ای نیست که نتونی بگی. با شروع ماه رمضان تصمیم گرفتم سوره قدر رو یادت بدم. خاله گفت که وقتی براش می خونم و میگم که تکرار کنه با سوره کوثر قاطی می کنه به همین دلیل خاله داره باهات سوره عصر رو کار می کنه. دو تا آیه اولو خوب یاد گرفتی. ...
3 تير 1394

فراق

سلام گلم امروز 17 خرداده. من الان سر کارم و برات مینویسم. بعد ازیک هفته مرخصی امروز اومدم سرکار. هفته قبل دقیقا" نیمه شعبان و رحلت امام و 15 خرداد که تعطیل بود، فرصتی پیش اومد که بریم مشهد، زیارت امام رضا (ع). دایی محمد بابا و بابا جون و مامان جون هم همراهمون بودن . خیلی خوش گذشت عزیز. خدا رو هزاران بار شکر می کنم که دختر خوبی بهم داده. شما خیلی خوش مسافرتی. اصلا" اذیتمون نکردی. با سبحان بازی میکردی و حتی یک بار هم دعواتون نشد. کلا" مهربونی نفسم. متاسفانه هنوز با انتقالی مامان موافقت نشده. دیروز از مهد زنگ زدن که تابستونی مهد تعطیل شده . من موندم و یک دنیا غم. کجا ببرمت؟ دایی امید هم توی محل کارش پاش زخمی شده و مام...
19 خرداد 1394

بدون عنوان

سلام عزیزم. امروز 9 خرداده. سه روز دیگه تولدته نفسم. دو ساله میشی گلم. قراره بریم زیارت امام رضا (ع). بیبین چه بابای خوبی داری. هر سال شما رو میبره مشهد. قدرشو بدون. با اینکه سه ماهه که داری میری مهد کودک، اما هنوز صبح که میخوام آمادت کنم، گریه می کنی و میگی که مهد نمیرم. دلم آتش میگیره عزیزم. تو رو خدا منو درک کن... ...
9 خرداد 1394

بدون عنوان

سلام عزیزم. امروز 28 اردیبهشته و سالگرد ازدواج من و بابا. زندگی مشترک ما وارد سال چهارمش شد. چقدر زود می گذره. شما فقط توی اولین سالگرد ازدواجمون نبودی. البته اون موقع هم ما منتظر اومدنت بودیم. چند روز دیگه تولدته. دو ساله میشی گلم. بزرگ شدی برا خودت نفسم. الان دو هفته ست که دیگه شیر مامانو نمیخوری. خدا رو شکر مثل همه کارات، این دفعه هم اذیت نکردی. خیلی راحت از شیر گرفتمت. البته شک ندارم به  برکت سوره هایی بود که برات خوندم (یس و بروج). دیروز وقتی داشتم برات قران می خوندم، تو خوندن سوره حمد کمکم می کردی. این عالیه عزیزم. تا این لحظه شما سوره های کوثر و توحید و ناس و فلق و دعای فرج البته کم و بیش و ذکر همیشگی مامان ( بسم الله و بالله،...
28 ارديبهشت 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حسنا خانم می باشد