بدون عنوان
سلام عزیزم. امروز 28 اردیبهشته و سالگرد ازدواج من و بابا. زندگی مشترک ما وارد سال چهارمش شد. چقدر زود می گذره. شما فقط توی اولین سالگرد ازدواجمون نبودی. البته اون موقع هم ما منتظر اومدنت بودیم. چند روز دیگه تولدته. دو ساله میشی گلم. بزرگ شدی برا خودت نفسم. الان دو هفته ست که دیگه شیر مامانو نمیخوری. خدا رو شکر مثل همه کارات، این دفعه هم اذیت نکردی. خیلی راحت از شیر گرفتمت. البته شک ندارم به برکت سوره هایی بود که برات خوندم (یس و بروج). دیروز وقتی داشتم برات قران می خوندم، تو خوندن سوره حمد کمکم می کردی. این عالیه عزیزم. تا این لحظه شما سوره های کوثر و توحید و ناس و فلق و دعای فرج البته کم و بیش و ذکر همیشگی مامان ( بسم الله و بالله، توکلت علی الله، لا حول و لا قوه الا بالله، العلی العظیم، حسبنالله و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم النصیر، افوض امری الی الله، ان الله بصیربالعباد) رو یاد داری. ان شالله ببینم روزی که تمام قران رو حفظ کردی. می بوسمت گلم...



بدون عنوان
