بدون عنوان
سلام گلم 6 خرداده روز 5 شنبه ست و ساعت 8 و نيم صبحه. شما الان توي اداره پيش من هستي گلم. داري هر چي مي گم تكرار مي كني. نقاشي مي كشي و بازي مي كني. قرار شد بابا بياد دنبالت. اما هنوز نيومده. اشكال نداره. خدا رو شكر از صبح تا الان ارباب رجوع نداشتيم. كلي هم خوشحالي كه با مني. منم خوشحالم نفسم. اين شعرو فكر كنم برا جشن پايان سال بهتون ياد داده بودن كه متاسفانه ما تو جشن نبوديم. همون روز كرمان ماموريت بودم وشما هم همراه من بودي. بردمت خونه دايي محمد تا از جلسه اومدم كلي با سبحان بازي كرده بودي. ولي بعدن مربي تون جايزه شما رو كه يه عروسك مو فرفريه و يه تابلو عكس يادگاريتو بهت داد. خيلي شيرين اين شعر رو مي خوني. خدمتتون رسيديم  ...
نویسنده :
مامان
8:44





