یزد و گردش به مهریز
سلام عزيز دلم
امروز 4 شنبه 22 ارديبهشته. عصر چهار شنه گذشته يعني 15 ارديبهشت رفتيم يزد خونه عمه جان. صبح جمعه با هم رفتيم مهريز پارك طاووس.اونجا كلي اب بازي كردي. فقط هوا گرم بود. بعضي وقتا غر ميزنم و ميگم كاش تو شهر بزرگتري بوديم مثلا" مركز استان يا يزد، اما وقتي ميرم و شلوغيها و .... رو مي بينم هزار بار شكر خدا رو ميكنم كه تو شهر به نسبت خوش اب و هوايي زندگي مي كنم. ديروز مرخصي گرفتم و همراه بابا رفتيم براي رگلاژ ماشين. منم رفتم تا براي شما لباس بخرم. متاسفانه لباس خوبي گيرم نيومد. فقط دو تا شلوارك برات گرفتم . عصر هم هوا باروني شد و بعضي جاها سيلاب راه افتاد. از جمله فيدكو . ما خيلي نگران بابا جون و مامان جون شديم آخه اونجا بودن. خدارو شكر اتفاقي براي كسي نيفتاده فقط خسارت به باغها وارد شده. راستي صديقه خانوم همسايه مون كه هفته قبل عازم كربلا شده بودن شب گذشته برگشتند. خوشبحالشون. انشالله زيارت امام حسين نصيب ما هم بشه.
شايد قرار باشه ما هم با دايي محمد بريم به سمت همدان. آخه پارسال خيلي بهشون خوش گذشته و دوست دارن با ما همسفر شن. خدا كنه جور شه آخه من بشدت دوست دارم برم سفر. گاهي از كار خسته مي شم. البته من عشق مشهدم. به اميد خدا
اینم یه عکس از شما و تینا دختر عمه ات:




یزد و گردش به مهریز
