بدون عنوان
سلام به روي ماهت مادرم
ديروز عصر رفتيم برا مراسم ختم مادر شوهر خاله سكينه.بعد از مراسم من و بابا رفتيم زرند تا من مانتو بخرم. يه لباس خوشكل برا نفسم و تا حدي وسايل تولد شما رو هم خريديم. امروز كيك تولدتو سفارش دادم. دوست داشتم تم كيك كيتي باشه اما بدليل عدم توانايي قنادي در درست كردن اون، قرار شد كيكت رو باب اسفنجي درست كنه!!!!!!!!!! (شهري كه آخر دنيا باشه اين مشكلاتو داره
) عصري هم خودم ژله رنگين كمان درست مي كنم.
ديروز تو ماشين گفتي: بابايي برا تولدم تبلت مي خره.
بيچاره بچه م انتظار تبلت رو داره. اما از اين خبرا نيست ماهم. (فعلا بعلت كمبود امكانات مالي!). انشالله بزرگ كه شده از خجالتت در ميام مادر.
راستي ديروز كه از مهد اومده بودي خونه گفتي: مامان امروز محمد جواد و نازنين قايق بودن. اولش متوجه نشدم. يهو فهميدم منظورت غايبه. فورا بغلت كردم و كلي بوسيدمت. خواستي درستش كني با خجالت گفتي: نه، غايق بودن.
قربون زبون شيرينت بره مادر.
بايد به مهمونا زنگ بزنم و دعوتشون كنم. فكر كنم 15 نفري بشيم. به اميد خدا



بدون عنوان
