نوروز 95
سلام عزيز دلم
عيدت مبارك. ان شاء الله سال خوبي داشته باشي دخترم.
آره عزيز دلم، عيد اومد دوباره. اين سومي عيدي هست كه شما حضور داري و چهارمين عيدي كه من و بابا با هميم. البته توي عيد اولمون هم بودي (تو شكم مامان). اون موقع 7 ماهه باردار بودم. عيد دوم موقع سال تحويل خونه بابا جون بوديم. آخه اونا تنها بودن. يادمه تحويل سال شب بود و شما نه ماهه بودي. عيد سوم كه سال گذشته بود، خونه خودمون بوديم و لحظه تحويل سال ساعت 2 شب بود. البته شما خواب بودي. امسال ساعت تحويل سال، 8 صبح بود. تقريبا" مي شه گفت اولين باري بود كه مي فهميدي. روز عيد صبح زود پا شديم. بعد از مرتب كردن خونه، سفره 7 سين رو كه شب قبل آماده كرده بودمو چيديم و لباساي نو رو تنمون كرديم و نشستيم سر سفره. دست من و بابا و شما قرآن بود. ازم پرسيدي مامان چي مي خوني؟ گفتم سوره يس. گفتي براي منم بيار. منم دقيقا سوره يس رو باز كردم جلوي صورتت. زير لب الكي زمزمه مي كردي. انگار داري قران مي خوني. قربونت برم مادر. بالاخره عيد شد و از اونجا كه بابا كشيك بود و بايد مي رفت، بعد از اومدن عمه ها با هم رفتيم خونه بابا جون و خاله فاطمه و ..... . تا ديروز كه 13 به در بود كه رفتيم خورند. خيلي خوش گذشت. امسال مثل پارسال حلما هم بود. امروزم اومديم سر كار و شما رفتي مهد كودك. با اينكه خسته بودي با ذوق از خواب بيدار شدي. خدارو شكر. بازم برات دعا مي كنم كه سال خوب و با بركتي داشته باشي. آمين بوس
حسنا در روز عید نوروز 95






نوروز 95
